[ad_1]

هیچ دموکراسی صنعتی پیشرفته ای در جهان وجود ندارد که بیش از ایالات متحده امروز ناکارآمد و دارای تقسیم سیاسی باشد ، بنابراین چگونه قدرتمندترین کشور جهان به این مرحله رسیده است؟

با این س ،ال ، یان برمر ، سردبیر ستون روابط بین الملل در مجله آمریکایی تایم ، مقاله ای را در این مجله آغاز می کند که در آن سعی می کند دلایل قطب بندی سیاسی و تقسیم بندی در ایالات متحده را با توجه به حوادث اخیر ، قابل توجه ترین آنها طوفان حامیان کنگره رئیس جمهور جمهوری خواه دونالد ترامپ بود که آنها را به ستوه آوردند.

برمر معتقد است شورش هایی که چهارشنبه ، 6 ژانویه کنگره را درگیر خود کرد ، فقط نتیجه سال ها آمادگی نیست ، بلکه نتیجه دهه ها است. چشم انداز رسانه های جمعی در ایالات متحده آمریکا.

میراث قومی

اگرچه ایالات متحده تنها کشوری نیست که تاریخ آشفته ای از روابط نژادی و گفته های نویسنده دارد ، اما کار او در زمینه برخورد با میراث قومی و نژادپرستی ریشه دار کند بوده است ، زیرا تصویب قانون حقوق مدنی در سال 1964 تقریباً به طول انجامید قرن جنگ داخلی ، به عنوان مثال. تعداد کمی.

در دهه های اخیر برخی گام ها برای پرداختن جدی به این میراث برداشته شده است ، از جمله قوانین ضد تبعیض و برخی اقدامات عملی دیگر که آمریکایی های سیاه پوست را در مسیری برای برابری بیشتر قرار داده و زمینه را برای انتخاب اولین رئیس جمهور سیاه پوست فراهم کرده است. تاریخ ایالات متحده

اما همانطور که از اعتراضات Black Lives Matter در تابستان گذشته مشخص شد ، هنوز کارهای ناتمام زیادی درباره این موضوع وجود دارد.

قسمت دوم داستان

نویسنده اشاره می کند که موارد بالا تنها بخشی از داستان است و قسمت دیگر مربوط به واکنش خشونت آمیز در مورد مسئله حل و فصل میراث قومی است ، جایی که گروهی از سفیدپوستان آمریکایی ، بیشتر استان ، به رجوع می شود. که موقعیت آنها در جامعه در نتیجه داده های جمعیت شناختی و گزارش های اخیر قومیت تهدید می شود.

این امر خود را در سیاست نشان داده است ، به عنوان مثال ، در قالب طرح های توزیع مجدد ، سرکوب رأی دهندگان و خشونت های اخیر در ساختمان کنگره.

به گفته نویسنده ، اگرچه این نگرانی تحت تأثیر عوامل اقتصادی است ، که بعداً در مورد آنها بحث خواهیم کرد ، اما با نگاهی به آن از بعد گسترده تر هویت ، آن را بهتر درک می کنیم.

سالها پس از شکل گیری این روند ، این احساسات نارضایتی در سالهای ترامپ به اوج خود رسید ، و اوج آن در ناآرامی های مرگبار هفته گذشته در ساختمان کنگره بود.

سرمایه داری ناپایدار

برمر معتقد است که عاملی در ماهیت ناپایدار سرمایه داری نیز وجود دارد. سرمایه داری و رشد اقتصادی که باعث شد ایالات متحده بتواند مشهورترین ابرقدرت جهان در نیمه دوم قرن بیستم باشد.

اما یک طرف دیگر نیز در سرمایه داری آمریکا وجود دارد. این سیستم اقتصادی واحد ثروت عظیمی به وجود آورد ، اما همچنین منجر به کارگری با درآمد متوسط ​​آمریکایی با شبکه اجتماعی پایین تر ، به ویژه در مقایسه با همتایان اروپایی خود ، و یک سیستم سیاسی شد که بیشتر تحت کنترل منافع شخصی و سرمایه گذاران بود.

و موارد فوق عامل جدیدی نیست که با ورود ترامپ به کاخ سفید به طور ناگهانی به وجود آمد و اگرچه سرمایه داری آمریکا مدت هاست اجازه نابرابری در بازدهی مادی را می دهد ، اما در سی سال گذشته نابرابری در فرصت ها افزایش یافته است. شکل اخیر حتی وقتی افراد احساس کنند که حتی فرصتی برای رقابت پیدا نکرده اند ، چه رسد به موفقیت ، مخرب تر است که این باعث عصبانیت آنها می شود.

نقش رسانه ها

نویسنده معتقد است که انقلاب فناوری و سرعت و گسترش آن در رسانه ها به تسریع و تعمیق شکافی که آمریکا تجربه می کند ، به ویژه با ظهور شبکه های اجتماعی کمک کرده است ، اما در واقع عنصر مخربی که توسط شرکت های فناوری معرفی شده الگوریتم های ایجاد شده است فعالانه برای جذب درآمد تبلیغاتی و دنبال کنندگان بیشتر. این امر اغلب با تبلیغ محتوای افراطی و گمراه کننده ، و در ازای هزینه شهروندی سالم و آگاه صورت می گیرد.

این نویسنده نتیجه گرفت که چالشهای زیادی در انتظار رئیس جمهور منتخب جو بایدن هنگام روی کار آمدن است ، و گرچه از بین بردن اپیدمی تاج ممکن است فوری ترین چالش برای او باشد ، اما سخت ترین آن نیست. واکسن ها می توانند اپیدمی ها را از بین ببرند ، اما هیچ واکسنی برای پایان بخشیدن به اختلافات سیاسی ما وجود ندارد.

منبع: الجزیره



[ad_2]

By bbzA

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *